آبِ زاب را هم بردند

مسدود کردن رود زاب با سد کانی‌سیب و بردن حق‌آبه این حوضه برای جبران خسارت‌هایی که دولت‌های بعد از انقلاب به دریاچه ارومیه زده‌اند، گام جدیدی در مدیریت آب به روش دولت حسن روحانی است.


ساعاتی پیش رضا اردکانیان که به‌‌شکل ویدئو کنفرانس با حسن روحانی در ارتباط بود طی سخنانی راه‌اندازی طرح‌های آب و برق در چهار استان و آغاز بهره‌برداری از سد کانی‌سیب در نزدیکی پیرانشهر را اعلام کرد. راه‌اندازی این سد که به روایت خبرگزاری‌ها ارتفاعی معادل ۵۸ متر و ظرفیتی حدود ۲۲۰ میلیون متر مکعب دارد از سوی تقی‌زاده خامسی، معاون وزیر نیرو “رسیدن به یک قدمی احیای دریاچه ارومیه” خوانده شده است.

مقام‌های دولت روحانی هم این طرح را پروژه‌ای محیط زیستی خوانده‌اند. سازمان حفاظت محیط زیست هم از این طرح استقبال کرده است.

روز گذشته، عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که زمانی از مخالفان سدسازی و انتقال آب بین‌حوضه‌ای به شمار می‌آمد، اعلام کرد با ساخت سد کانی‌سیب و انتقال سالانه ۶۲۳ میلیون متر مکعب ۱۵ سانتیمتر بر ارتفاع دریاچه افزوده خواهد شد. این در حالی است که رودخانه زاب بعد از گذر از مرز عراق به دجله می‌ریزد و حذف بخشی از حق‌آبه اقلیم کردستان بارها مورد اعتراض مقام‌های دولت کردستان عراق قرار گرفته است. سه سال پیش وزیر کشاورزی و منابع آبی کردستان عراق قطع رود زاب را به واسطه اعتراض جمهوری اسلامی به همه‌پرسی استقلال کردستان عراق مرتبط دانسته بود. جمهوری اسلامی در موارد متعددی بر سر تقسیم منابع مشترک آبی با کشورهای همسایه به اختلاف برخورده است و کاهش آب‌دهی رود زاب می‌تواند خشم مردم مناطق مختلف عراق را برانگیزد.


با آنکه بسیاری از فعالان و حتی مقام‌های فعلی سازمان حفاظت محیط زیست در موارد متعدد مخالف انتقال آب بین حوضه‌ای به عنوان تضعیف کننده حوضه مبدا و عامل آسیب به محیط زیست این محدوده بوده‌اند، مسوولان پردیسان که دستی هم بر طرح احیای دریاچه ارومیه دارند، این‌بار در باره آثار منفی انتقال آب بین حوضه‌ای سکوت کرده‌اند.


به این ترتیب، با بررسی روند تغییر سطح دریاچه ارومیه از سال‌های میانی دهه ۷۰ می‌توان به تاثیر ساخت نزدیک به هفتاد سد بر روی رودخانه‌های جاری به دریاچه اشاره کرد و حالا دولت حسن روحانی برای احیای دریاچه، سد دیگری ساخته که به گفته کارشناسان آب و محیط زیست می‌تواند به حوضه رود زاب آسیب برساند و از حق‌آبه محیط زیست و مردم پایین‌دست سد بکاهد.

کارفرمای سد کانی‌سیب، شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران(آب و نیرو) است که کارفرمای سدهایی چون گتوند، کرخه و کارون ۳ که آثار منفی زیادی روی حوضه‌های جنوب غربی کشور گذاشته‌اند. چند سال پیش نیز فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا حفاری تونل برای انتقال آب از سد کانی‌سیب به دریاچه ارومیه اعلام کرده بود. از شرکت مهاب قدس هم در برخی از سایت‌ها به عنوان یکی از مشاوران پروژه نام برده شده است، این سه مجموعه نقش بزرگی در پروژه‌های سدسازی دریاچه ارومیه و نقاط دیگر کشور و همچنین طرح‌های انتقال آب بازی کرده‌اند.

ورشکستگی آبی: از سازندگی تا بازندگی

نیک آهنگ کوثر، روزنامه‌نگار حوزه آب

نقل است که هاشمی رفسنجانی، دوران سازندگی را از عهد مادها تا زمان خودش بی‌نظیر خوانده بود. در همان دوران هاشمی، اضافه برداشت از سفره آب زیرزمینی به بهانه تامین آب برای خودکفایی شدیدتر شد تا آبی که از عهد مادها تا کنون برای کشورمان مانده بود آرام آرام به سمت نیستی برود. بیشتر از آبی که داریم، خرج کرده‌ایم. به عبارت دیگر، ما در طی چند دهه گذشته به ورشکستگی آبی رسیده‌ایم.

در بهار ۱۳۹۷، عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دوران سازندگی که نقشی به بدیل در پیش‌بردن سیاست خودکفایی داشت در یک سخنرانی گفت: “از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود ۳۵ سال پیش برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم.”…”گر سیاست هایمان را عوض نکنیم این کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت.” کلانتری در ادامه سخنانش تاکید کرد که با توجه به شرایط منابع آب و افزایش جمعیت احساس نگرانی می‌کند: “برای کل کشور احساس خطر می کنم. پتانسیل برداشت بیش از حد از آب زیرزمینی را نداریم. سال گذشته برای ۴۴ میلیون نفر غذا وارد کردیم فقط برای ۳۳ میلیون نفر در داخل کشور غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم. اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران سریعتر اتفاق خواهدافتاد.”

پرسش اینجا است که آیا اعضای دولت روحانی از جمله وزرای نیرو و جهاد کشاورزی در طول ۳۴ ماه گذشته و بعد از سخنرانی کلانتری به این حرف‌ها توجهی کرده‌اند؟ آیا در طی نزدیک به سه سال و با وجود بارندگی‌های سیل‌آسا که امکان جذب و مهارشان وجود داشت، ذخایر آب زیرزمینی کشور بیشتر شده؟ آیا شاهد تغییر سیاستی در زمینه مهار سیلاب‌ها برای تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی هستیم؟ آیا روند کاهش سطح سفره‌های آب زیرزمینی متوقف شده؟ مهاجرت از روستا به حاشیه شهرها متوقف شده؟

همچنین باید پرسید که اگر نزدیک به ۶۰٪ آب کشور از منابع آب زیرزمینی تامین می‌شود، دولت چه تلاشی برای جبران آب از دست رفته کرده است؟ چه برنامه‌ای برای مدیریت دشت‌های ممنوعه دارد…دشت‌هایی که به‌خاطر نشست بیش از پیش، یکی یکی تبدیل بیابان می‌شوند. دولت روحانی مانند اسلاف خویش به جای توجه به مدیریت آبخوان‌ها، به مهار آب‌های سطحی در پشت سدها دل خود را‌ خوش کرده است. سدهایی که هم مانعی بر سر رسیدن آب به دشت‌ها و آبخوان‌های پایین‌دست هستند و هم جلوی رسیدن مواد آلی و رسوبات به دشت‌ها و محیط زیست گرفته‌اند. پرسش مهم‌تر از عیسی کلانتری و دیگر همکارانش در دولت سازندگی این است که آیا روند سدسازی بی‌رویه‌ای که بدون ارزیابی دقیق زیست‌محیطی و اجتماعی و اقتصادی انجام گرفته، ذره‌ای کند شده است؟

بر اساس روند جاری در ۴ دهه گذشته، می‌توان وضعیت آینده را پیشبینی کرد. جمعیت بیشتر شده، مصرف بالاتر رفته، بیابان‌ها گسترش یافته، مهاجرت به حاشیه شهرها به نقطه خطرناکی رسیده و تبعیض آبی نسبت به اقلیت‌های قومی و مردمان مرز نشین رو به افزایش است.

اگر کارشناسان معتهد به توسعه پایدار برنامه جامع آب را برای مدیریت منابع آب تدوین کنند و بتوان مشارکت عمومی را برای اداره دموکراتیک آب همراه با مسوولیت‌پذیری عمومی جلب کرد، شاید بتوان امیدوار بود که ضمن ارج نهادن به هر قطره آب، سرزمین‌مان را از بی‌آبی و بی‌آبانی شدن نجات دهیم.

همه اینها به شرطی است که مدیریتی منطقی در حوزه آب حاکم، نهاد آب از استقلال کافی برخوردار و قوانین آب متناسب با شرایط جدید و آگاهی‌های زیست‌محیطی تدوین شوند. نهاد آب باید توان اجرای قوانین را داشته اما تحت نظارت نمایندگان واقعی مردم باشد.

سیاست‌های آبی دولت‌های جمهوری اسلامی، میراث آبی‌مان از پیش از عهد مادها تا ۳۵ سال پیش را اندک اندک به فنا داده است. از ورشکستگی تا نیستی فاصله زیادی نیست. برای ماندگاری باید مایه گذاشت…اگر آب مایه‌ی حیات است، این بار ما باید برای حیات آب بکوشیم.

سیل طبیعی، مدیریت غیرطبیعی

کشور ما نیازمند استفاده بهتر از سیل به عنوان یک سرمایه است. تبدیل سیل از یک عنصر مخرب به یک عامل توسعه بدون تغییر مدیریت و کنار رفتن مدیران ناکارآمد غیرممکن است. این تغییر بدون تکیه بیشتر بر توسعه پایدار و استفاده از روش‌های طبیعت محور عملی نخواهد شد.

کاهش نفوذ‌پذیری سطح خاک به هنگام بروز بارندگی به ایجاد روان‌آب سطحی منتهی می‌شود و با پیوستن روان‌آب‌های مختلف در یک حوضه آبریز آن‌هم در زمانی کوتاه، سیل متولد می‌شود. هر چه میزان مواد معلق از جمله رس و لای در سیلاب بیشتر باشد، قدرت تخریبی سیل بیشتر خواهد بود. افزایش قدرت تخریبی مترادف با خسارت جانی و مالی بیشتری است که جبرانش به این سادگی‌ها نیست. ایران در طول سال‌های اخیر شاهد بروز سیلاب‌هایی مخرب در بسیاری از مناطقی بوده که دست‌کاری در طبیعت آسیب‌پذیرشان کرده است.

با اینکه متوسط بارندگی سالانه ایران یک سوم متوسط جهانی است، بروز سیل‌های مخرب برای بخش بزرگی از مردم تبدیل به یک علامت سوال شده است.

بعد از سیل‌های بزرگ سال‌های اخیر و به‌ویژه سیل نوروز ۱۳۹۸، دکتر امین دزفولی، محقق شاغل در ناسا این ایده را مطرح کرد که “رودخانه جوی” حامل میزان بسیار زیادی رطوبت از اقیانوس اطلس به محدوده زاگرس بوده که این حجم بزرگ با رسیدن به قلل این رشته کوه، شرایط بارش یافته است. برخی از کارشناسان آب و سیلاب در ایران معتقدند که هر چند بارندگی‌های شدید بهار ۹۸ غافلگیرشان کرده بود، اما بنا به شواهد تاریخی نبایستی آن‌را غیرمنظره قلمداد کرد.


بروز سیل‌های بزرگ در مناطق مختلف از جمله جنوب غربی ایران بی‌سابقه نبوده است، نگاهی به جلگه‌ها و دشت‌های سیلابی به‌ویژه جلگه خوزستان نشان از انتقال میزان زیاد مواد معلق از زاگرس و رسوب در گذر زمان دارد. آبادانی مناطقی از جلگه‌ها و دشت‌ها بدون توجه به وضعیت آب میسر نبوده است. انسان متمدن در طی هزاره‌های گذشته می‌دانسته که در حریم رودخانه نمی‌توان از سیلاب خروشان جان به‌در برد و به همین سبب حرمت حریم را نگاه می‌داشته است.

اما دست‌کاری‌های بسیار بشری از هفت دهه پیش و با ورود فن‌آوری‌های مختلف مدیریت آب به ایران باعث شد قدرت حاکم با توجه به دانسته‌های اندک آن زمان تغییرات غیر قابل جبرانی به نقاط مختلف کشور از جمله خوزستان وارد آورد. تغییرات میزان آبدهی رودخانه‌ها بزرگ بعد از ساخته شدن سدها و عدم اعمال مقررات باعث شد خانه‌ها و باغ‌های زیادی در حریم رودخانه‌ها ساخته شود.

از سوی دیگر، استفاده روزافزون از سیمان در شهرسازی و آسفالت کردن اکثر راه‌ها، میزان نفوذپذیری سطح خاک هم کاهش یافت. نبود برنامه‌ریزی برای جبران این خلا و کوتاهی در ایجاد سیستم‌های جمع‌آوری آب‌های سطحی در شهرها مهار سیلاب‌ها را در شهرهای مختلف کشورمان سخت‌تر کرد.

از بین بردن فضاهای سبز و جنگل‌ها در کوه‌پایه‌ها به عنوان محدوده‌هایی که بخش قابل توجهی از روان‌آب‌ها را مهار می‌کرد، از جمله عوامل تشدید اثر سیلاب در نقاط مختلف کشور در سال‌های اخیر عنوان شده است. در حالی که سیستم‌های طبیعت‌محور از جمله فضاهای سبز برای جذب میزان بیشتری از سیلاب در برخی از کشورهای جهان رو به گسترش است، در ایران تفکر عمده استفاده از سیمان و سدسازی است.

فقدان مدیریت منطقی سیلاب در ایران به تشدید اثر سیل‌های گاه و بیگاه انجامیده است. مدیران شهرها توجهی به سیستم‌های سطوح آبگیر باران شهری نمی‌کنند و شبکه‌های جمع‌آوری سیلاب نیز متناسب با رشد شهرها ساخته نشده‌اند.

از طرف دیگر، با وجود اینکه راه‌های جمع‌آوری و مهار سیلاب به‌وسیله کارشناسان آبخیزداری در مناطق مختلف کشور تجربه شده و نتایج مثبتی به بار آورده، اما سیاست کلی اتکا به پروژه‌های بزرگ سدسازی برای مهار سیلاب در رودخانه‌ها است. به این ترتیب، برای مهار جریان آب در سرشاخه‌های رودخانه‌ها و نیز نهرهای منتهی به این سرشاخه‌ها برنامه‌ای اصولی تدوین و اجرا نشده است.

کشور ما نیازمند استفاده بهتر از سیل به عنوان یک سرمایه است. تبدیل سیل از یک عنصر مخرب به یک عامل توسعه بدون تغییر مدیریت و مدیران ناکارآمد غیرممکن است. این تغییر بدون تکیه بیشتر بر توسعه پایدار و استفاده از روش‌های طبیعت محور عملی نخواهد شد.

آب هم امنیتی شد: تشکیل کمیته امنیت آب در مجلس

پس از سال‌ها هشدار کارشناسان و تحلیل‌گران در مورد نحوه مدیریت آب و آثار آن بر بخش‌های مختلف جامعه، کمیسیون امنیت ملی رسماً امنیتی شدن مساله آب را با تشکیل «کمیته‌ امنیت آب» به‌رسمیت شناخت.

به گزارش خبرگزاری مهر، ابوالفضل عمویی سخنگوی کمیسیون بعد از جلسه بعد از ظهر روز یک‌شنبه اعلام کرد: “مباحث مرتبط با امنیت ملی و موضوع امنیت آب در این جلسه مطرح شد و مقرر شد کمیته‌های ذیل کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی جهت پیگیری موضوع امنیت آب تشکیل شود.” بر اساس همین گزارش، مرتضی محمودوند نماینده مردم خرم آباد با رأی نمایندگان حاضر در جلسه به ریاست کمیته انتخاب شده است.

به‌واسطه بی‌تفاوتی دولت نسبت به تامین آب برای برخی از مناطق کشور، و همچنین کسری شدید سفره‌های آب زیرزمینی به واسطه برداشت بیش از حد از آبخوان‌ها، بخش قابل توجهی از کشاورزان و دهقانان مجبور به مهاجرت به حاشیه شهرها به امید کار و زندگی بهتر شده‌اند. در طی طول دوران مدیریت حسن روحانی، تعداد حاشیه‌نشینان از ۱۲ میلیون به بیش از ۲۰ میلیون نفر افزایش یافته است. عدم برآورده کردن نیازهای اولیه در دوران سخت اقتصادی اخیر، اثر خود را در اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ بیش از پیش نشان داد که با مرگ گروهی از هموطنان همراه بوده است. در دی‌ماه ۹۶، بیشترین قربانیان خشونت اهل مناطقی از جمله ایذه، تویسرکان، دورود، قهدریجان، نجف‌آباد، خمینی‌شهر و شاهین‌شهر بودند. این نواحی به‌واسطه بحران آب با بیکاری و مشکلات متعدد اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کردند.


دولت در طی سال‌های اخیر نتوانسته است سیاست‌های کشاورزی و آبیاری را به نحوی تغییر دهد تا به کاهش مصرف آب این بخش بیانجامد. اصرار بر خودکفایی بدون افزایش راندمان آبیاری، ذخایر آبخوان‌های کشور را به‌شدت خالی‌تر از پیش کرده است. همچنین، بی‌تدبیری در مدیریت پساب و بهره نگرفتن از پتانسیل‌های بازچرخانی فاضلاب هم به آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی منتهی شده و هم یک منبع مهم آبی برای آبیاری و استفاده‌های صنعتی از دست رفته است.

لازم به ذکر است که بر اساس تحقیقات نهادهای مطالعاتی امنیتی از جمله CNA.org در واشینگتن دی‌سی، تنش مستمر و فزاینده آبی می‌تواند به تشدید بحران‌‌های امنیتی و بی‌ثباتی گسترده‌تر در سطح محلی، استانی، ملی و حتی بین‌المللی بیانجامد. نهادهای امنیتی ایالات متحده آمریکا در سال‌های اخیر وضعیت آبی کشورهای مختلف جهان از جمله متحدان آمریکا و نیز ایران را زیر نظر داشته‌اند. به عقیده برخی از کارشناسان و تحلیل‌گران قرارگاه سازندگی خاتم‌النبیای سپاه و برخی نهادهای مرتبط از جمله عوامل تشدید بی‌ثباتی آبی از طریق اجرای پروژه‌های مخرب محیط زیست بوده‌اند. وزارت خارجه آمریکا در گزارش‌های سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ خود به بحران‌های محیط زیستی و آبی در ایران و تاثیر سیاست‌های مدیریتی و دخالت نهادهای نظامی اشاره کرده است.





سدهایی که شکسته می‌شوند

امروز تعداد زیادی از سدها در ایالات متحده یا عمر مفیدشان به‌پایان رسیده، و یا حیات رودخانه‌ها را به خطر انداخته‌اند. چاره راه، حفظ سدها نیست.

مدیریت آب در مناطق مختلف آمریکا نه بر اساس مرزهای سیاسی ایالتی که بر پایه مرز حوضه‌های آبریز رودخانه‌ها تعیین می‌شود. تا کنون در مدتی بیش از ۱۰۰ سال نزدیک به ۱،۷۰۰ سد که اکثراً سدهایی کوچک هستند برای نجات جان رودخانه و ساکنان تخریب و حذف شده‌اند. یکی از پر سر و صداترین این برداشت‌ها مربوط به دو سد روی رودخانه الهوا در ایالت واشینگتن بود. مردم منطقه و به‌ویژه بومیان برای نجات ماهی‌های Salmon که امکان مهاجرت به بالادست سدها را نداشتند توانستند با حرکتی مدنی مسوولان منطقه و فدرال را مجاب کنند که این سد قدیمی را بشکنند. نتیجه، بهبود وضعیت زیستی ماهی‌ها و منطقه بود.


به‌تازگی در منطقه‌ای مشترک میان ایالت‌های اورگن و کالیفرنیا در حوضه رودخانه کلامات، برای بهبود وضعیت آبزیان و نجات ماهی‌های Salmon که برای زاد و ولد باید به مناطق بالادست رودخانه بروند، قبایل بومی مردمان یوروک بعد از مذاکراتی خسته کننده، مدیران حوضه را مجاب کرده‌اند که چهار سد را خراب کنند.


سدهای رودخانه کلامات برای تولید برق ساخته شده بودند، اما حالا مردمان بومی منطقه که بیش از ۱۰۰۰ سال است در آن محدوده زیسته‌اند، توانسته‌اند چراغ سبز تخریب چهار سد را بگیرند. مردمان منطقه می‌توانستند زمانی از راه ماهی‌گیری درآمدی قابل قبول داشته باشند اما در گذر زمان و به خاطر سدسازی‌ها، ماهیان کمتری در رودخانه زندگی می‌کنند و روزگار مردم به خوبی گذشته نیست.

مایکل بلچیک، زیست شناس مردمان یوروک در این منطقه به بی‌بی‌سی می‌گوید که “هر وقت روی رودخانه سد می‌سازی، تاثیر بزرگی دارد و رود را به دو بخش تقسیم می‌کند…رودها فقط حامل آب نیستند، آب از بالا به پایین دست می‌رود، ماهی‌ها سربالا می‌روند، اما مواد مغذی، مواد معدنی و موجودات دیگری هم در کار هستند.”

سدها مانعی بزرگ برای انتقال مواد معدنی و کانی‌های رسی هستند و کاهش رسوبات دانه‌ریز در بخش‌های پایین‌دست رودخانه برای زیست آبزیان مناسب نیست. یکی از سدهای روی رودخانه کلامات هم تبدیل به مکان مناسبی برای ازدیاد یک انگل ماهی‌ها شده، به خاطر دست‌کاری بشر برخی جلبک‌های سبز-آبی و مواد سمی ناشی از آنها هم زیاد شده است. به این ترتیب از تعداد ماهی‌ها و به‌ویژه ماهیان سالم کاسته شده است.

با تخریب چهار سد از هشت سدی که برای تولید برق روی رودخانه کلامات از ابتدای قرن بیستم تا سال ۱۹۶۲ ساخته شده، شرایط زیستی برای ماهی‌ها بهبود خواهد یافت، چرا که دمای آب روان کمتر شده و امکان زیست بخشی از جلبک‌های سبز-آبی را خواهد کاست. همچنین، جابجایی طبیعی رسوبات در مسیر رودخانه می‌تواند به ضرر انگل‌ها تمام شود.

هزینه تخریب چهار سد که در مجموع ۱۲۵ متر ارتفاع دارند، حدود ۴۵۰ میلیون دلار برآورد شده است. قرار است عملیات از ۲۰۲۲ آغاز و تخریب در سال ۲۰۲۳ انجام گیرد.

نگران دریای مازندران باشیم

تغییرات سریع میزان مواد مغذی، تغییر سطح دریای مازندران، فعالیت آب‌شیرین‌کن‌ها در آینده و … زنگ خطر برای انسان‌ها و حیات وحش اطراف آن را به صدا در آورده است.

شاید برای بسیاری از مردمان حاشیه جنوبی دریای مازندران تجسم اینکه سطح آب بزرگ‌ترین دریاچه جهان تا چند دهه دیگر یک متر پایین بیاید غیرقابل تجسم باشد. اما بر اساس مطالعات و پیشبینی‌هایی که در مجله معتبر نیچر چاپ شده، دانشمندان معتقدند که سطح آب دریاچه تا پایان قرن بین ۹ تا ۱۸ متر پایین‌تر خواهد آمد.

تغییرات گسترده سطح آب این حجم بزرگ آبی از یک طرف و سیاست‌های مداخله‌گرایانه کشورهای دربر گیرنده دریای مازندران نمی‌تواند آینده مناسبی برای مردمان و همین‌طور حیات وحش اطراف آن به ارمغان آورد.

در سال‌های اخیر، تمرکز شرکت‌های انرژی برای برداشت گاز و نفت از یک سو و تشدید فعالیت‌های جلبکی تغییراتی را در ترکیب دریاچه ایجاد کرده به نحوی که ترکیبات نیتروژن و فسفر رو به افزایش است. زیاد شدن کلروفیل-آ در محدوده‌های ساحلی توجه دانشمندان را جلب کرده است، چرا که می‌تواند به اختلال تنوع زیستی بیانجامد.

دخالت دیگر بشری که می‌تواند میزان نگرانی را افزایش دهد، شیرین کردن آب دریای مازندران برای تامین آب کشورهای در بر گیرنده آن است. ریختن شورابه غلیظ بازمانده از نمک‌زدایی با تمرکز زیاد نمک و کانی‌های دیگر در آب دریا می‌تواند در نقاطی آسیب زیادی به اکوسیستم وارد کند. جمهوری اسلامی برای تامین آب بیشتر برای فلات داخلی ایران در مناطقی از جمله استان سمنان به دنبال شیرین کردن و انتقال آب دریای مازندران است.

اول دفتر به‌نام خالق آب و حیات

از زمانی که آب بر سطح کره زمین نمایان شد زمان بسیار بسیار زیادی می‌گذرد. آب مایه حیات است و در ادیان و فرهنگ‌ها ارزش و گاه تقدس ویژه‌ای به آن داده‌اند. ایرانیان باستان ایزدبانوی نگاه‌بان آب را می‌ستودند و هر آبان ماه به افتخارش جشنی به‌نام آبانگان می‌گرفتند.

پدران ما دریافته بودند که چگونه می‌توان از دل زمین آب استخراج کرد و بدون آنکه در معرض نور خورشید امکان تبخیر بیابد، در زیر پای‌شان فرسنگ‌ها به سمت مناطق پست‌تر به حرکتش وا دارند. شاید چند هزار سال پیش از گالیله و نیوتن ارزش جاذبه را درک کرده بودند و پیش از پاسکال با دانش زمانه خود قواعد ظروف مرتبطه را تجربه کردند.

که‌ریز یا کاه‌ریز سنگ بنای زه‌کشی سفره‌های آب زیرزمینی شد. فن‌آوری‌ای که تا پیش از ورود چاه‌های عمیق و موتورپمپ‌های قدرتمند، راه چاره کشاورزان و دهقانان و بسیاری از شهرنشینان ایران‌زمین برای ادامه حیات بود. پدران ما منابع آب ارزشمندی را برای ما به ارث گذاشتند، اما نسل‌های کنونی با برداشت بیش از حد و خشکاندن آبخوان‌ها، سهمی برای آیندگان بر جای نخواهد گذاشت.

امروزه کشور ما به‌دست گروهی اداره می‌شود که قدر منابع حیاتی و طبیعی را نمی‌داند. در روزگاری که آب به عنوان یک حق بشری شناخته می‌شود، عدم توزیع عادلانه آب و کوتاهی در تامین آب بهداشتی و کافی، دست کمی از جنایت ندارد. نقض حقوق بشر، مسوولیت‌زا است و مردمان ایران‌زمین با آشنایی بیشتر با حقوق آبی خود، چاره‌ای جز حفاظت از منابع آب سرزمین پهناورمان ندارند. نبود مدیریت دموکراتیک در حوزه آب ضربه‌های جبران ‌ناپذیری به مردم و منابع طبیعی وارد کرده است. افزایش مشارکت مردم در اداره امور آب و حوضه‌های آبخیز قدمی مهم در راه مدیریت دموکراتیک آب و ایجاد دموکراسی در کشورمان است.

در آب‌نیوز، که رسانه‌ای در حمایت از حفاظت و آب و خاک و راه‌های طبیعت‌محور است، در باره آب می‌نویسیم و تلاش می‌کنیم خبر و تحلیل را در کنار هم به خوانندگان سایت تقدیم کنیم.

به امید روزگاری بهتر و خروج از خشک‌سالی اجتماعی، سیاسی و محیط زیستی حاکم بر ایران.